السيد الطباطبائي
64
مجموعه رسائل ( فارسى )
مضمون اين حديث نوشته : خداوند در صحف آسمانى براى هر بشرى به اندازه كفاف و نياز روزى مقرر كرده است ، به طورى كه اگر او مرتكب كار حرام نشود و در جستوجوى روزى حلال باشد به سهولت برايش فراهم مىشود و اگر مرتكب حرام شود به همان ميزان از روزى حلال مقدر ، محروم مىگردد . استاد طباطبائى نگاشته است : ترديدى نيست كه همه پديدهها اعم از جماد ، نبات ، حيوان و انسان اصل هستى پيدا كردنشان در بقا و ادامه وجودشان كفايت نمىكند ، بلكه به امور ديگرى خارج از وجودشان نياز دارند يا با ضميمه كردن آنها به خودشان با قُوت و تغذيه و يا به طور ديگر ، مثل پناه گرفتن ، پوشيدن و ادامه نسل . و اين معنا در انسان و ديگر جانداران روشن است و آنچه مايهء بقاى وجود است ، رزق ناميده مىشود و در اين مورد بين انسان و حيوان فرقى نيست : « وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِي الْأَرْضِ إِلَّا عَلَى اللَّهِ رِزْقُها » ؛ « 1 » جنبندهاى در زمين نيست ، مگر آنكه روزيش بر خداست . پس روزى چيزى است كه هيچ موجودى در بقاى خود از آن بىنياز نيست . و آنگاه كه خداوند اين موجودات را براى ماندن در مدت معينى آفريده برايشان روزى هم آفريده است ، پس مستند بودن بقا به خدا موجب آن مىشود كه رزق هم به خدا منسوب باشد : « فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ » « 2 » ؛ سوگند به خداى آسمان و زمين ، آن حق است مثل سخن گفتن شما . و امر تكوينى بودن رزق به اين معنا و مربوط نبودن آن به جهان تكليف و تشريع ، مانند وجود آفتاب در روز روشن است ، زيرا بىشك ، حدوث و بقا و لوازم هر كدام ، امور تكوينى هستند . و از سويى ، چون برخى از اعمال انسان در ارتباط با رزق مثل خوردن ، آشاميدن ، نكاح ، لباس و مثل آنها مورد تعلق تكليف مىباشند و رزق از نظر تكوينى و در بقاى
--> ( 1 ) . هود ، آيه 6 . . ( 2 ) . ذاريات ، آيه 23 . .